|
من تو را مي خواهم اي جان جهان از دير باز كز همه عالم بغير از دوست باشم بي نياز
|
بازم دلتنگتم يه فكري كن برام مني كه هر نفس تو فكر كربلام
اگه ليلي نبود قسم مجنون نبود اگه مجنون شدم فقط عشق تو بود
پ.ن: آقا ! مي گن ... ما هم شنيديم و ديديم ... كه ... كه سفر كربلا رو شما امضا مي كني!
پ.ن: اگه عاشق شدم دليلش كربلاست تپش هاي دلم نواي يارضاست
پ.ن: امشب من تركيدم ... نهايت عجز رو احساس كردم ... داشت آخر جلسه گريه م مي گرفت ... توصيفش ممكن نيس! فقط همين كه تازه فهميدم هيچي نمي دونم و هيچي نيستم ... چيزهايي كه شنيدم ـــــــــــ بود!
پ.ن: شكر! شكر خدا! به خاطر اين همه نعمتي كه مي دونم لياقت شون رو ندارم ...
يه معناي واقعي:ياعلي
چقدر بايد در دل ريخت و هيچ نگفت؟
چقدر بايد جواب سؤال مادر كه مي گويد ناراحتي يا خسته را با خستگي رد كني؟
چقدر بايد يه طرفه بروي!
چقدر بايد سعي كني تا حرف دلت را بشنوند ! نه ! نشنوند ! دركش كنند!
چقدر بايد رفت تا رسيد؟
چقدر فكر مي كني كه اين است راه تو ؟!!!!!

خوش به حال الآنه سدامين!
ياعلي
اگه بگم بی معرفت شاید دروغ گفته باشم ... اگه بگم رفیق بازم شاید دروغ گفته باشم ...
۷۲ شب مانده كمر خم بشود
۷۲ عاشق ز زمين كم بشود
۷۲ ميدان بلا در راه است
۷۲ شب مانده محرم بشود
يارب الحسين ، بحق الحسين ، اشف صدرالحسين بظهور الحجة
يارب الحجة ، بحق الحجة ، اشف صدرالحجة بظهور الحجة
ياحسين
خدا![]()
حافظا گر ندهد داد دلت آصف عهد
كام دشوار بدست آوري از خودكامي
ياعلي
كربلا يعني تولا داشتن مهر حيدر عشق زهرا داشتن
كربلا يعني تبراي شديد از پليدي هاي دوران يزيد
كربلا يعني اطاعت از امام گه به حكم او نشستن گه قيام
كربلا يعني كه يار رهبري از حسين عصر خود فرمانبري
كربلا يعني تحول در وجود جامه زهد و حيا را تار و پود
كربلا يعني به حق واصل شدن يار حق دشمن باطل شدن
كربلا يعني بيا جانانه شو گرد شمع عشق حق پروانه شو
كربلا يعني كتاب عشق حق از الف تا ياي او سرمشق حق
كربلا يعني كه انسي با نماز روي بر درگاه رب بي نياز
كربلا يعني كه خون آب وضو با خدا بي واسطه در گفتگو
كربلا يعني هميشه مكتبي تو ، حسيني! ، خواهر تو ، زينبي!
دلم تنگ شده ... برا كربلا ... برا نجف ... برا آقا ...
يارب الحسين ، بحق الحسين ، اشف صدر الحسين ، بظهور الحجه
يارب الحجه، بحق الحجه، اشف صدر الحجه، بظهور الحجه
ياعلي
روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی.
پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟
لقمان جواب داد:
اگر کمی دیر تر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد!
اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است!
و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست!
خدايا ! به ما توفيق درك رمضان و شب قدر رو بده ... و مارو از غفلت در بيار
ياعلي
اكثرا حسين جان فاطمي عزيز من رو با نوشته هاش حييرت زده مي كنه ... بهتون پيشنهاد مي كنم يه سر بهش بزنيد و دو سه تا مطلب آخرش رو بخونيد ...
ياعلي
امروز اگر انجماد سکوت را نشکنیم چه کس شکوه شیعی مان را فریاد کند؟