تبليغاتX
شوره زار
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
ارباب

یا این دل شکسته ما را صبور کن     یا لااقل به خاطر زینب(سلام الله علیها) ظهور کن

دیگر ز جانب مکه ، ای ماه من        این جاده های شب زده را غرق نور کن

پ.ن: به همین زودی شب پنجم رسید! به همین زودی ...

یاعلی

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در دوشنبه 1388/09/30 و ساعت 17:3 | 
...

 

آقا ! با اين چيزايي كه داري ميذاري جلو پامون مثه اينكه شما بنا نداري بذاري ما بريم جهنم ... اما ما رو از جهنم خودمون نجات بده!!!! ...

ياعلي

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در چهارشنبه 1388/09/25 و ساعت 16:28 | 
...

 

حسینه من بیا و این دل شکسته را بخر

حسینه من مسافر جا مانده را با خود ببر

 

پ.ن: نمی دونم چی بگم ... بدجوری بغض گیر کرده ... منتظره ... منتظره محرم ... با حسین (علیه السلام)

یاعلی

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در دوشنبه 1388/09/23 و ساعت 13:48 | 
داره مياد دوباره باز بوي محرم ...
 

اي كه مرا خوانده اي    راه نشانم بده

ياعلي

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در جمعه 1388/09/20 و ساعت 20:41 | 

الهی ! ما را پیراستی چنان که خواستی.

الهی ! نه خرسندم نه صبورم.

الهی ! تا با تو آشنا شدم از خلایق جدا شدم , در جهان شیدا شدم , نهان بودم پیدا شدم.

الهی ! اگر تو را بایستی , بنده چنان زیستی که شایستی.

کریما ! هر که را خواهی که برافتد او را رها کنی تا با دوستان تو درافتد.

الهی ! این چه فضل است که با دوستان خود کرده ای که هر که ایشان را شناخت تو را یافت و هر که تو را یافت ایشان را شناخت.

الهی ! تو آئینی و دوستان آئینه ی آئین , آئین را در آینه نتوان دید.

الهی ! فاسقان زشتند و زاهدان فردور بهشتند , ای آفریننده خلقان از آتش و آب , فریادرس از ذل حجاب و فتنه اسباب و وقت شوریده و دل خراب.

کریما ! گرفتار آن دردم که تو درمان آنی بنده ی آن ثنایم که سزای آنی ؛ من در تو چه دانم !! تو دانی ...

برگرفته از کتاب مناجات نامه خواجه عبدالله انصاری

یاعلی

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در دوشنبه 1388/09/16 و ساعت 15:56 | 
ساربان

اي ساربان  اي كاروان، ليلاي من كجا مي بري          با بردن ليلاي من، جان و دل مرا مي بري

اي ساربان كجا مي روي؟ ليلاي من كجا مي بري؟

در بستن پيمان ما، تنها گواه ما شد خدا          تا اين جهان برپا بود، اين عشق ما بماند به جا

اي ساربان كجا مي روي؟ ليلاي من كجا مي بري؟

تماميه دينم به دنياي فاني، شراره عشقم به زندگاني          به ياد ياري خوشا قطره اشكي، به سوزه اشكي خوشا زندگاني

هميشه خدايا محبت دلها          به دلها بماند به سان دل ما

چو ليلي و مجنون فسانه شود          حكايت ما جاودانه شود

تو اكنون ز عشقم گريزاني، غمم را ز چشمم نمي خواني          از اين غم چه حالم نمي داني

پس از تو بمونم براي خدا، تو برگ دلم را ببين و برو          چو طوفان سختي ز شاخه غم، گل هستي ام را بچين و برو

كه هستم من آن تك درختي          كه درپاي طوفان نشسته

همه شاخه هاي وجودش          زخشم طبيعت شكسته

اي ساربان  اي كاروان، ليلاي من كجا مي بري          با بردن ليلاي من، جان و دل مرا مي بري

اي ساربان كجا مي روي؟ ليلاي من كجا مي بري؟

----------------------------

پ.ن : لا حول و لا قوة الا بالله - الحمدلله كما هو اهله - خودش داره همين طوري مي چينه ...

پ.ن : خودمون رو بايد تو مسير نسيم قرار بديم ... ديگه بيشتر نمي گم ... همين

پ.ن : توکل و توسل فکر می کنی به چه دردی می خوره پس؟؟؟

پ.ن : ديشب تا صبح براي اولين بار همه چيزا رو به يكي از بهترين ها گفتم ... خالي شدم تا حدودي بالاخره ... خدا خيرش بده ... قسمت بود ديشب باهم باشيم و تا صبح بحرفيم ... رفاقت و رفاقتي

ياعلي

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در پنجشنبه 1388/09/12 و ساعت 15:54 | 
قربان
سلام

عید قربان مبارک

ان شاالله که همه قربونی هاشون رو قربانی کرده باشن و دیگه سمت ش نرن!!!!!

شرمنده که دیر شد! دیروز از خونه هیچ مطلبی نمی تونستم بفرستم رو وبلاگ ...

پریشب اینقدر پریشون بودم که بدجوری به فکرم زده بود که ماشین رو بردارمو بزنم تو جاده مشهد ... اگه یکی بهم میگفت که پایه س حتمن حتمن میرفتم ... ولی از کسی نپرسیدم

یاعلی

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در یکشنبه 1388/09/08 و ساعت 13:34 | 
امام محمدباقر علیه السلام

 

شهادت امام محمد باقر (علیه السلام) تسلیت.....

بقیع

یاعلی

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در چهارشنبه 1388/09/04 و ساعت 10:59 | 
...

 

لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم

 

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در چهارشنبه 1388/08/27 و ساعت 10:1 | 
السلام عليك يا علي بن موسي الرضا المرتضي (عليه السلام)
يا امام رضا(عليه السلام)

بازم دلتنگتم يه فكري كن برام      مني كه هر نفس تو فكر كربلام

اگه ليلي نبود قسم مجنون نبود     اگه مجنون شدم فقط عشق تو بود

پ.ن: آقا ! مي گن ... ما هم شنيديم و ديديم ... كه ... كه سفر كربلا رو شما امضا مي كني!

پ.ن: اگه عاشق شدم دليلش كربلاست    تپش هاي دلم نواي يارضاست

پ.ن: امشب من تركيدم ... نهايت عجز رو احساس كردم ... داشت آخر جلسه گريه م مي گرفت ... توصيفش ممكن نيس! فقط همين كه تازه فهميدم هيچي نمي دونم و هيچي نيستم ... چيزهايي كه شنيدم ـــــــــــ بود!

پ.ن: شكر! شكر خدا! به خاطر اين همه نعمتي كه مي دونم لياقت شون رو ندارم ...

يه معناي واقعي:ياعلي

|+| نوشته شده توسط ممدحسين در چهارشنبه 1388/08/06 و ساعت 11:45 | 
Powered By Blogfa - Designing & Supporting Tools By WebGozar