تبليغاتX
شوره زار

شوره زار
من تو را مي خواهم اي جان جهان از دير باز كز همه عالم بغير از دوست باشم بي نياز 
قالب وبلاگ

قیامت بی حسین ع غوغا ندارد         شفاعت بی حسین ع معنا ندارد

اگر   آید  هزاران  یوسف   از  راه        حسین  بن   علی ع  همتا  ندارد

یاعلی

پ.ن:

۱. یاد شهدا همیشه زنده باد، مخصوصن مصطفای شهید؛

۲. امضا کنید!

۳. در آرزوی شهادت مانده ام!

[ شنبه 1390/10/24 ] [ 11:26 ] [ ممدوسين ] [ ]

حا          سین          یا          نون

میم           ها           دال          یا

عین                شین              قاف

 

ز عشقت آتشی در بوته دیرم               در اون آتش دل و خون سوته دیرم

سگت گر پا نهد بر چشمم ای دوست       به مژگان خاک راهش رو ته دیرم

 (باباطاهر)                 

یاعلی

پ.ن:

۱-  اربعین نزدیک ه! دلم برا کربلا تنگ ه! خیلی! خیلی دوست داشتم این برهه اونجا باشم! این هفته م توفیق جرعه یکشنبه رو نداشتم! لیاقت نداشتم!

۲-  از طرفی دوست دارم آخر صفر و حال و هواشو! از طرفی به شدت میخام زودتر صفر تموم بشه! نمی دونم چرا!

۳-  ۳تا از ۴تا امتحانام رو دادم توی این سه روز اول هفته! یکم سبک شدم!

[ سه شنبه 1390/10/20 ] [ 0:14 ] [ ممدوسين ] [ ]

پیش طبیب آمده ام درد می کشم

شاید قرار نیست مداوا کنی مرا

من سالهاست میوه تقوا نداده ام

وقتش نیامده که شکوفا کنی مرا

حالا که فکر آخرتم را نمی کنم

حق می دهم که بنده دنیا کنی مرا

آقا برای تو نه، برای خودم بد است

هر هفته در گناه تماشا کنی مرا

من گم شدم، تو آینه ای گم نمی شوی

شاید وقتش شده پیدا کنی مرا

این بار هم نگاه کریمانه ای به من نما

شاید غلام خانه زهرا س کنی مرا

یاعلی

[ چهارشنبه 1390/10/07 ] [ 13:58 ] [ ممدوسين ] [ ]

حتمن بخونید! وقتی تموم شد! برید توی ادامه مطلب حتمن! تازه می فهمید چه خبره!

باطنش بیشتر از ظاهرش برای من قابل توجه ه!!!

به نام ایزد منّان

روذگاری بود کم وسف ... روذی که أغل بود ... روذی که اهثاث بود ... روذی که هسِ واغعی بود ... روذی که هال بود ... شور بود ...شئور و ادب و اخلاغ بود ... روذی که سبر بود ... روذگاری که قثم بر صرت می خوردند ... روذگاری که پشطت نماظ می خواندند ... روذگاری که شب و روذش مادر و پدر بود ... ذندگی بود ... رفیغ بود ... رفیغ باضی بود ... گوش بود ... حرف بود ... مسهف و رفطار بود ... درث بود ...

ضمانی شد برای دوصت داشطن ... حمدلی کردن ... حمدم بودن ... زمان ثهبت و نگاه و حص و هرف شد ... آرامش آمد ... إشق آمد ... ذیر چطر خدا بودی و ذندگیِ آرام گذرا بود ... ذمانی شد که خود را طهی کردی ... سافِ ساف ... طمام خود را أرضه کردی ... ذندگی ات را ... روه و روانت را ... عین سداغت بودی ... هس خدایی شدن داشطی ... هس خوشبخطی ... ذمان، ذمانِ تو بود ... ذمانی که با نفص کشیدن حیجانت مئلوم می شد ... و آن حنگام بود که باورط و باورحایط زیر ثؤال بود ... قفلت کردی ... از دسط دادی ... شاید به یقما رفط ... باید نگح بداری باور را ... باید بجنگی بر صرش ... زمانی شد که غرار گذاشطی ... اما چه صود؟ ... چه صود که باورهایط یکترفه بود ...

روذی که روشن و هوا آفطابی بهاری بود ... روذی که إشق بدون ریا و ربا ... روذی که خلوث به طو و هس طو قبطه می خورد ... و روزی که غصه ی یک قصه آمد ...

ابر آمد ... به همجنصانش آدرث محله ما و بالای سر من را داد ... ابر آمد ... صیاه ... حوا بد و خشمگین ... آب و حوا توفانی ... به شدت بر سرت ضربه می زند ... طلنگر ... می ذد و می ذد ... ذمانی که خوب ورزت داد ... باران ... دوباره باران ... عارام عارام ... چک چکِ غطره هایش را روی صورطت هس می کنی ... باران می بارد ... باران می آید تا اشکهایط را نبینند ... سدایش آنقدر دلنشین است که هغ هغ ات را نشنوند ... باران می آید ... می آید که بشوید ... می آید تا بدانی او می طواند تمام طنت را دربربگیرد ... تا بفهمی هواسش هصت به طو ... اما خیصت می کند ... شاید لرذ کنی ... شاید ثرد شود ... باید بفهمی که کفارح باید داد ... باید یک زندگی (م ح ی ...) را از دست بدهی ... باید کفارح بدحی ... باید بدانی اکنون طمام داشطه هایت، نداشطه های طوست ...

اما بعد ... اما بعد ...

می خواهم پرواز کنم ... پرواز ...

تلوع است ... آفطاب خورشید ... از حمه مهمتر ... رنگین کمان است ... یئنی امید ... یئنی ذندگی دوباره ... یعنی ذمانی که در مصیر تشعشعش قرار گرفطی رنگارنگ و زیبا می شوی ... منحسر به فرد می شوی ... باید خودط باشی ... باید خوده خودط باشی ... باید خوده خوده خودط باشی ... باید تنها خودط دراین مصیر باشی ... تا از کران تا کران آلم را دربرگیری ... تا برصد ذمانی که هیچ چیض و هیچ کص نتواند به طو برسد و تساحبت کند ... یا هتی طو را هس کند ... بجز خـــــــــــــــــــــــــــــدا

تا خدایی شوی ... طمام رنگ ها را داری ... طمام جلوه خورشیدی ... طمام سفات در طو جمع شدح است ... رنگین کمان ...

در طمام این زیبایی ها ... طو کیصتی و کجایی ؟؟؟

من آن پرنده ام ... من آن پرنده ام که خودش را شبیح رنگین کمان می پندارد ... من آن پرنده ام که بئد از ابر و توفان و باران، بال پرواذ خود را می خواحد بگشاید ... می خواحد بپرد، پرواذ کند ... می خواحد همچون رنگین کمان باشد ... می خواحد آنگونه بال بذند که حمه بفهمند آن ابر و توفان و باران، زیر خاک رفطند و مردند ... می خواحم پرواذ کنم ... پرواذ ...

خالقا !!! بال پرواذ دادی ... غدرت بالا رفطن أتا کن ...

یاعلی

پ.ن:

1-

شب یلدا چنان باش خرابت نکند                                غافل از واقعه کرب و بلایت نکند

ای که دم می زنی از عشق حسین بن علی ع          آنچنان باش که ارباب جوابت نکند

2-

الهی!

با خاطری خسته، دل به تو بسته، دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ام!

بدهی کریمی، ندهی حکیمی، بخوانی شاکرم، برانی صابرم!

الهی!

احوالم چنان است که می دانی و اعمالم چنین است که می بینی!

نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز!

الهی!

مشت خاکی را چه شاید و از او چه برآید و با او چه باید؟

دستم بگیر یا ارحم الراحمین

3-

لا حول و لا قوة الا بالله العلی العظیم

یفعل الله ما یشاء بقدرته و یحکم ما یرید بعزته

1دی 90

ساعت 2 بامداد


ادامه مطلب
[ پنجشنبه 1390/10/01 ] [ 2:0 ] [ ممدوسين ] [ ]
شنبه س، یک ماه از مطرح کردن درخواست گذشت!

ولی امروز فهمیدم، یعنی دیدم، که تمام تفکرات آینده ام نابود شد!

یکی گفت    خاااااااااا...ک!                                                      واقعن خاک برسرم!

یکی گفت    دیر اقدام کردی!

یکی دیگه گفت    دیر اقدام کردند!

یکی گفت    بهتر از ای... (...)، اینجا نبود!

یکی دیگه گفت    به حاجی بگو!         گفتم    که چی بشه؟!!     گفت    نمی دونم!

یکی گفت    تاوان گذشته س! اشتباه کردی!

آخرش یکی گفت    خدا رو شکر تجربه کردی ولی هزینه گزافی بود!

در ادامه گفت    قسمت نبود!

یادم اومد      اون بالاسری هوامو داره!

یاعلی

پ.ن:

*علی بذکرالله تطمئن القلوب*

[ شنبه 1390/09/26 ] [ 23:3 ] [ ممدوسين ] [ ]
دلتنگم ...! بغض ...! گلو ...! ولی نمی خام برا خودم باشه ...! می خام برای تو باشه ...! فقط برا تو ...!

آقا!!! زندگی ...! زندگی؛ آقا ...! سامون بده!‍ سامون!

می دونم ... می دونم ... یک قدم با من! تمام گام های مانده اش با تو ... ببخشیدا‍! ببخشید تعیین تکلیف می کنم! پرتوقعم!

ولی آقا! پاهای خودم و دلم انقدر وزنه بهش وصله که تا بخام یه قدم بردارم داره رو زمین کشیده میشه ....... سامون بده!

آقا! یه زمانی یه غلطی کردم! چرا خرابم می کنی؟ می دونم هوامو داری! می دونم حواست بهم هست! می خای به کجا برسم؟ زانو نزدم؟؟؟ سجده نکردم؟؟؟ آره، شاید واقعن نکردم! شاید ادا بوده همش! قول دادم؟؟؟ قول نبود؟؟؟ یکی بهم گفت قول چیزیه که تحت هیچ شرایطی زیرپا نره! ولی ... چیکار کنم آقا؟ من نفهم تر و بی لیاقت تر ازین حرفام!

آقا! می دونی به چی ایمان دارم تو این شرایط؟ می دونی؟؟؟ می دونی!!! آقا می دونی به لطف و کرمت ایمان دارم!

یه عنایتی

یاعلی

[ جمعه 1390/09/25 ] [ 19:10 ] [ ممدوسين ] [ ]
حیوان شدم! شایدم جن! شاید ...

نمی دونم ...

فقط می دونم هرچیزی هستم غیر از انسان !!!

یاعلی

[ چهارشنبه 1390/09/23 ] [ 14:29 ] [ ممدوسين ] [ ]
تمام دردهای عالم ...

تمام غصه های دنیا ...

تمام دردسرهای اطرافت ...

تمام خاک های زیر پایت ...

تمام سنگ های آسمانت ...

تمام فضله* ی پرندگانت ...

تمام مصالح ول شده از دست کارگرانت ...

تمام چکه چکه های چرکِ آب کولرهای سرِ راهت ...

تمام آب زرده زنگ زده مانده درون لوله دوش خانه ات ...

و تمام دردها و دردسرهای عالم بر سرت میآید ...

تا بفهمی قدرِ تو چیز دیگری ست...تابفهمی جایگاهت جای دیگری ست...تا بفهمی قدره تو این نیست...بالاتر از این ست...تو نمی خواهی...

یاعلی

پ.ن:

* فضله = فزله = فذله = فضلح = ... !!!؟

[ شنبه 1390/09/19 ] [ 7:22 ] [ ممدوسين ] [ ]

زین در نروی که در به در می گردی

آماده ورطه خطر می گردی

زین دره خانه اگر روی بگردی

صدبار دگر دوباره بر می گردی

یا حسین ع

یاعلی

[ سه شنبه 1390/09/15 ] [ 15:14 ] [ ممدوسين ] [ ]

اصلن حسین جنس غمش فرق می کند

این راه عشق پیچ و خمش فرق می کند

اینجا گدا همیشه طلبکار می شود

اینجا که آمدی کرمش فرق می کند

از نوع ویژگی دعا زیر قبه اش

معلوم می شود حرمش فرق می کند

تنها نه اینکه جنس غمش جنس ماتمش

حتی سیاهی علمش فرق می کند

با پای نیزه روی زمین راه می رود

خورشید کاروان قدمش فرق می کند

یاعلی

[ پنجشنبه 1390/09/10 ] [ 19:19 ] [ ممدوسين ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ناگفته های گفتنی ...
...........................
لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم

محرم نعمته ! نسیمه! خودت رو توی مسیر این نسیم قراربده!